شیخ احمد کافی خلاف تصوری که ما از او داریم.فقط یک منبری خوش سخن نیست.او اولین هیات دار سخنران است.مهدیه تهران را بنا کرده است و اولین سخنران سیاسی ای است که هیچ صحبت سیاسی ای در حرف هایش نیست و در عین حال هیچ منبر غیر سیاسی ای نداشته است.
او پر جمعیت ترین منبرهای زمان خودش را داشت . پر کارترین منبری زمان خودش بود و از بهترین روش های تبلیغ روزگار خودش بهره می برد. می گفتند سلمان فارسی زمان است.آن زمان کافی در لایه اول مبارزه بود و باید همه راجذب می کرد.کسانی را که از دین به خاطر خشک نشان داده شدنش به دام ضد دینی افتاده بودند.خیلی از پای منبری های او کسانی بودند که تحت تبلیغ شاه , روحانیت را قبول نداشتند اما کافی با همین خنده ها کم کم جذبشان کردند.وبا حقیقت دین اشنایشان می ساخت.در مشهد مکتبخانه رفت و مدرسه.بچه های فامیل را دور هم جمع می کردتا برایشان بالای منبر برود.جدش که عالمی معروف بود از همین راه استعدادش را شناخت و او را به نجف برد تا باز فکر کند و خود را بیشتر بسازد.حالا دیگر هر شب جمعه با ژای ژیاده از کربلا به نجف می رفت تا دعای کمیل را برای زایران بخواند.چند سالی در نجف ماند و باز به ایران برگشت.نوارهای سخنرانی اش به صورتی منظم در اختیار مردم قرار می گرفت.گاهی
در ایام ماه رمضان تا روزی ده مجلس داشت.مردم بعد از صحبتش به دنبالش می رفتند تا مجلس بعدی اش را درک کنند.مبارزاتش میان صحبتهایش پنهان بود و با زبان دعا و حکایت ظلم ها را افشا می کرد.اما بعضی جاها دیگر نمی توانست جلوی ناراحتی اش را بگیرد.یک بار سر فلسطین بود و بار دیگر هم سر انتشار قران توسط فرح.به جز این دو مورد سند محکمی دست ساواک نداشت.به خاطر همان دو مورد دو سال زندانی شد و بیشتر از ان ممنوع المنبر بود.با اعلام تعطیلی مراسم جشن نیمه شعبان در همان سال فشار سختی به ساواک وارد کرد.بعد از این اتفاق تحت فشار ساواک راهی مشهد شد و در یک سانحه ساختگی بین قوچان و مشهد و در حالی که تنها 42سال از زندگی اش گذشته بود در روز نیمه شعبان به شهادت رسید.مزار او در ارامگاه خواجه ربیع مشهد است پیش پای خادم امام رضا.