RSS
صفحه اصلی خبرنامه پیوندها سایت قبلی تماس با ما کتابخانه دیجیتال میبد پیشنهاد سوژه، ایده

جل چسبونگ (jol chasboonog) کجاست؟؟؟!!! - دفعات نمایش: 80
كد خبر: 389 تاريخ: 11:44 قبل‏ازظهر - شنبه 1 تير 1387 نسخه چاپي
آنقدر اين کار را ادامه مي دهد تا بالاخره ، ديوار با صداي مهيبي از سر راه نخل کنار مي رود و راه را براي عبور دسته عزادار باز مي کند. حالا اين ديوار آنقدر براي مردم داراي حرمت و ارزش شده که تا چندي پيش ، حتي به آن پارچه و نخ مي بستند تا مشکلاتشان را حل کند.

شاید تا چند سال پیش واژه نام آشنای جل چسبونگ برای بخشی از مردمان محلات میبد، فیروزآباد و کوچک به غربت امروزی این واژه نبود. جل چسبونگ مکانی در پشت حصاربست شهر قدیم میبد بود که پیوندی عجیب با باورهای مذهبی مردمان برخی از محلات شهر میبد داشت - به گونه ای که چندین سال پیش یک مراسم سالیانه مذهبی دو بار در میبد برگزار شد؛ دفعه دوم چهل روز بعد از موسم اصلی و به دلیل یک باور دیرینه- نویسنده کتاب نخل و نخل گردانی در ایران می نویسد:

ميبديها هم در روزهاي معيني از ماه محرم ، نخل را برمي دارند وآن را به يک مکان مقدس يا گورستان مي برند و برمي گردانند. در روز عاشورا هم نخل را از ميدان بيرون مي برند و در محله مي گردانند. ابتدا 3 بار آن را در ميدان مي گردانند. بعد آن را زمين مي گذارند. به هنگام بلند کردن نخلي هم ، آنهايي که نذر دارند ، جلوي نخل و در يک رديف مي ايستند و گوسفندهايي را سر مي برند. يک رسم جالب در ميان مردم ميبد اين است که سر گوسفندان قرباني را به سلماني محل مي دهند. سلماني آنها را مي پزد و سپس براي تبرک به خانه بزرگان و ريش سفيدان مي برد. در 3 کيلومتري ميدان شهر ، مکاني است به نام سلطان رشيد که مردم آنجا را مزار اولين باباي نخل مي دانند. نخل را ابتدا به اين مکان مي آورند ؛ چون عقيده دارند که اگر اين کار را انجام ندهند ، در آن سال بلايي بر آنها نازل خواهد شد.

در شهر ميبد ، باورها و اعتقادهاي خاصي هم در خصوص مراسم نخل گرداني وجود دارد. دراين شهر ، کوچه اي است به نام «جل چسبون». اين کوچه در محله کوچک ميبد واقع شده است. مردم عقيده دارند که اولين مراسم نخل گرداني در اين کوچه انجام شده است. مي گويند وقتي مي خواستند اين نخل را از اين کوچه عبور دهند ، چون در پيچ کوچه ، يک ديوار قرار داشته ، نخل مرتب به اين ديوار گير مي کرد. به شکلي که ديگر راه رفت و بازگشت نداشتند. باباي نخل به دليل اين موضوع آنقدر ناراحت مي شود که سرخود را چندين بار به نخل مي کوبد و آنقدر اين کار را ادامه مي دهد تا بالاخره ، ديوار با صداي مهيبي از سر راه نخل کنار مي رود و راه را براي عبور دسته عزادار باز مي کند. حالا اين ديوار آنقدر براي مردم داراي حرمت و ارزش شده که تا چندي پيش ، حتي به آن پارچه و نخ مي بستند تا مشکلاتشان را حل کند.

راستی هیچ نشانی از این مکان باقی مانده است؟ هیچ نشانی از سلطون رشید سراغ دارید؟

ارسال نظرات:
نام:
ایمیل شما:
متن پيام *:


نظرات بینندگان :
كليه حقوق متعلق به میبدنیوز است. استفاده از مطالب با ذكر منبع بلامانع است
طراحي و توليد: "سامان پردازان میبد"